دولت استرس!
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠  کلمات کلیدی:

همه روانشناسان ومتخصصین امر متفق القولند که استرس باعث ایجاد انواع بیماریهای روانی،گوارشی،سرطان و... می شود واین امر بر کسی که «خرده هوشی» دارد پوشیده نیست . این همه ، بار مالی زیادی بر دوش ملت ودولت خواهد گذاشت.

دردنیا اکثر دولتها هم ، بخوبی به این امر واقفند و به همین خاطر جهت کاهش استرس فعالیتهای  مختلفی را برنامه ریزی می کنند. اعم از برنامه های اقتصادی ،فرهنگی و... .

مدیریت استرس  را از کانالهای رسمی به مردم آموزش داده و برنامه های اقتصادی را جهت هماهنگی دخل وخرج مردم، تنظیم می کنند. تضادها را ازبین می برند و هزاران کار دیگری که هرکدام نقش موثری در جهت کاهش استرس در زندگی مردم ایفا می کنند که امکان پرداختن به آنها دراین مختصر نمی باشد.

اما این موضوع درایران ما کمی تا حدودی (کاملا) متفاوت است .دولت نه تنها درجهت کاهش استرس وکم کردن فشار روانی بر ملت نمی کوشد بلکه خودباعث و بانی ایجاد استرس مضاعف برای مردمش می شود.

سیاستهای نسنجیده دولت درحوزه های مختلف هر روز بحرانی تازه برای ملت به ارمغان می آورد!. این سیاستها آرامش را ازملت سلب نموده است.ملت هر لحظه منتظر اتفاق جدیدی است !.

کنترلهای بی مورد وآزاردهنده حس بی اعتمادی دو طرف (ملت –دولت) را نشان می دهد. سیستم و سیایتهای مختلف دولت شیوه بدبینی وریاکاری را درجامعه رواج وافزایش داده است.

تضادهای بزرگ و بیشماری درسیستم دولت وجود دارد که پیامد این تضادها را درچند سال گذشته به وفور دیده ایم.نظیر آنچه درسیستم بانکی می گذرد!.بار این همه استرس بردوش ملت است و کسی هم به فکر آنان نیست. آنچه استرس برسر ما می آوردقابل اندازه گیری نبوده! ودر دراز مدت اثراتش را بر نسل ایرانی (هوش ، روان و... )، پیشرفت مملکت و همه حوزه های زندگی ما خواهد گذاشت وجبرانش نیز به راحتی میسر نخواهد بود!.

 


 
چه کسی مواظب نگهبان است!
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤  کلمات کلیدی:

هرکدام ازما تاکنون بارها به این موضوع فکر کرده ایم که چرا مدیرانی با سابقه ای طولانی درامر مدیریت وسالها کار وفعالیت درعرصه های مختلف دست به اقداماتی خلاف قانون می زنند . آنان که باید پاسدارقانون باشند ، پاسدار حقوق مردم وجامعه باشند خود قانون شکنی می کنند!ویا چرا با وجود مکانیزمهای مختلف نظارتی بازنگرانیم ! .

«شگفتا ! ردپایی دزد دهکده ما بر روی برف چقدر شبیه چکمه های کدخداست!»

پر واضح است که برای فهم چنین موضوعات پیچیده ای ، لشگری از افراد متخصص دززمینه های مختلف مورد نیاز است تا زوایای مختلف آنرا موردبررسی قرارداده و واقعیات پیدا وپنهان آنرا آشکار کنند.

یکی ازاین زوایا که با وجود اهمیت فوق العاده آن معمولا نیزمحجورواقع می شود مبحث « گزینش افراد» است.

گزینش کردن افراد جهت سپردن سمت  به آنان، درهمه جای دنیا مرسوم بوده وباید هم باشد.هرچه سمت درساختارسازمانی بالاتر ومهمتر باشد سختگیری درگزینش نیز بیشتر است.این پروسه درایران ما هم اززمانهای قدیم مرسوم بوده! وهنوز هم ادامه دارد. اما سئوالی که ذهن خیلی ها را مشغول کرده این است که با وجود اجرا چنین مکانیزمی چرا تعداد زیادی ازاین مدیران که از فیلترهای مختلف عبور کرده اند مطابق قانون رفتار نکرده وعلاوه براینکه وظایف تعریف شده خودرا انجام نداده اند مرتکب خلاف نیزگردیده اند؟!.

گزینش کردن افراد پروسه ای بسیار مهم وحساس است . چنانچه به هردلیلی این پروسه مطابق اصولی درست پیش نرود، نتیجه کار همان خواهد شد که درجامعه خودمان به وفور شاهد آن هستیم.

فرایند گزینش یا  ارزیابی دارای چند اصل یا فاکتور است که درصورت نقص درهریک ازآنان نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد.

1-      شاخصهای ارزیابی

بطور خلاصه (وبنا به ضرورت )، معمولا همان ویژگی های  مورد نظر گزینش گران است. مانند : ایمان ، اسلام ، تعهد، تخصص ، قد، سن و... .

شاخص ارزیابی مهمترین اصل درگزینش افراد است. فرقی نمی کند برای چه پست ومقامی باشد .درهر صورت باید شاخصها درست انتخاب گردد. اشتباه درانتخاب شاخصها ممکن است نتایج اسف باری را به بار بیاورد،زیرا هدف اصلی درگزینش، احراز واثبات ویژگی هاست موردنظر است.

به عنوان مثال اگر به جای « ایمان» گزینش شونده ،« اسلام » او ، وجه غالب قرار گیرد،ممکن است فرد با ظاهر سازی وریا و... خودرا مسلم نشان داده وگزینش گران را منحرف کند.

2-      ارزیابی کنندگان

دومین اصل گزینش « ارزیابی کننده » است. چه کسی ارزیابی می کند؟ تخصص کافی دارند یاخیر؟ میزان تعهد گزینش گر اثبات شده است؟ آیا سفارش فلان مقام ،عمه وخاله خللی درکارش ایجاد می کند یانه؟!.

3-      چگونگی ارزیابی

آیا مقیاس و رویه ای برای گزینش افراد وجود دارد؟ آیا فرایند ارزیابی دارای دستورالعمل است؟ آیا رویه ودستورالعمل مورد تایید مرجع صلاحیت دار می باشد؟

 

 

 


 
بازهم استاندار...
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧  کلمات کلیدی:

دریکی از پستهای قبلی « قحط الرجال دراستان گیلان » ازآقای استاندار محترم بعنوان رزمنده ای خوب یادکردیم وقضاوت درمورد توان مدیریت اجرایی ایشان را به آینده موکول کردیم.

دراین مدتی که ایشان درمقام استاندار گیلان انجام وظیفه نموده اند کار وحرکت خاص وتاثیر گذاری را شاهد نبودیم،تا اینکه درنشست مشترک هیئت دولت ،استانداران وتعدادی ازمسئولین اجرایی استانها درحضور رئیس جمهور بیاناتی را افاضه فرمودند که برای همیشه درتاریخ ثبت شد.

« قبلا دنیا ایران را با کوروش کبیر می شناخت ولی الان با محمود کبیر می شناسد»

 اینکه استاندار محترم با چه پشتوانه ای این جمله رابیان فرمودند،چند فرض وجود دارد:

1-     وحی،الهام واشراق،کشف شهود،منطق وروش علمی

2-     باورغلط  وانحراف

3-     تملق

باتوجه به اینکه درهای وحی سالهاست بسته شده پس نمی توان فرض کرد که به آقای استاندار وحی شده است .ممکن است گفته شود به ایشان الهام شده است، تا جایی که ایشان را می شناسیم وازگذشته ایشان باخبریم،درمقامی نیستند که به ایشان الهام شود،اهل اشراق وتفکر شهودی هم نیستند،صحبتهای ایشان پشتوانه منطقی وعلمی هم نداشته وندارد ،لذا کلیه موارد فوق منتفی است.

چنانچه باورغلط وانحراف باشد جای بسی تاسف وتامل دارد که دراین صورت باید ریشه آن را درگذشته ای طولانی به بلندای دوران زندگی آقای استاندار جستجو کرد! ودرآموزه های دینی وغیر دینی ایشان.

تملق،آفتی که چند ده سال است دراین مملکت ریشه تمامی ارزشها وصفات نیک را نشانه رفته است.اصولا تملق کار انسانهای سست عنصرو ضعیف النفس است،آنانکه برای رفع نیازی همه حیثیت و شرافت انسانی خود را قربانی می کنند و برای رسیدن به منزلتی بر روی همه ارزشهای پاک انسانی پاگذاشته وبدون تفکر به اثرات مخرب این کارمرتکب آن می شوند.ازآقای استاندار بعید است متملق باشند با توجه به گذشته ایشان که زمانی رودرور درمقابل دشمنان این مملکت جانفشانی کرده اند!.


 
کارایران به طنز سیاه مانند است
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٢  کلمات کلیدی:

همه چیز شوخی به نظر می آید،مملکت داری آقایان!. همه کارها یا تورا می خنداند یا می گریاند. فقط شدت وحدتش متفاوت است. بعضی ازکارها ازشوخی هم گذشته وبا «مسخرگی» یکی شده، نمی دانیم باید بخندیم یا گریه کنیم.درپس همه لبخندها،نیشخندها،پوزخندها وقهقهه های ما بغضی نهفته است.

دیگرلازم نیست استعداد خاصی درطنز پردازی داشته باشی ، فقط کافی است اعمال ورفتار دولتیان را تعریف کنید، خودش به خودی خود طنز است!.

شاید به همین دلیل است که دراین دوره مردم بیش از هر دوره دیگری به طنز روی آورده اند!شاید فکر کرده اند چونان گذشته طنز سلاح قدرتمندی است درمقابل زمامداران!.

دراین محیط محنت زده از بس شاهد مصادیق حماقت مسئولین در عرصه های سیاسی و... بوده ایم وطنز ساخته ایم عملا این سلاح کارایی خود را ازدست داده و مسئولین ما راهم روئین تن کرده است!!. واقعا کارایران به طنز سیاه مانند است!!!.


 
جریان غم انگیزیست این ...
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢  کلمات کلیدی:

جریان غم انگیزیست این ...

یک روزقتل های سریالی، زنجیره ای و قتلهای ... ، روزی قتل زنان خیابانی ، و روزی دیگر تجاوز به زنان... .

نمی دانم چه حکایتی است که این فجایع همزمان دربسیاری ازشهر ها ونقاط ایران اتفاق می افتد، واقعا شگفت انگیز است !.

وشگفت انگیزتر اینکه بسیار وسیع  مورد پوشش خبری قرار می گیرد!!!.


 
نویسنده یونانی... !
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱  کلمات کلیدی:

نقل شده است که دریونان باستان (درعهد پیزایسترت)،نویسنده ای دراندیشه ثروت ومقام بود وبهترین راه را چاپلوسی ومدح دیکتاتور زمانش دید. تصمیم گرفت درعظمت او کتابی بنویسد ولی دیگران را جلوتر ازخودش دید.آنان به اندازه کافی درخصوص هوش ، فهم وشعور، نبوغ، عظمت،بلاغت ،رحم وشفقت و انساندوستی زمامدار گفته ونوشته بودند. نویسنده نمی خواست ازدیگران کمتر باشد پس ادعا کرد هر وقت پیزایسترت « بول » می کند، زنبورها برآن جمع می شوند. لذا این کرامت! زمامدار بزودی نقل محافل شد.

واین حکایت تعدادی مداح! ، چاپلوس و ...  است که پا ازحریم انسانیت بیرون نهاده وتمامی حرمتها رابرای رسیدن به قدرت و... می شکنند .همین چند وقت پیش بود که  برای رسیدن به قدرت ، مقام، ثروت و... هیاهو به پا کردند،دربوغ وکرنا کردند وجماعتی را علم کردند... ،که این جماعت معجزه هزاره سوم است، منتخبین امام هستند، ولایتمدار وولایت پذیراند، درصراط مستقیم اند. هرچند «دم خروس» پیدا بود... اما جماعتی عظیم باورشان شد!.خود آن جماعت هم باورشان شده بود . توهم تمام وجودشان را فراگرفت، لذا دست به دست هم دادند و فتیله این جریان را هرروز بالا وبالاترکشیدند،تا جایی که دیگر«هاله نوری»! پیدا نبود چه رسد به شعله ومنبع نور. همه دود شد!.صدای هیاهویشان نگذاشت که صدایی به آنها برسد . دود حاصل ازبالاکشیدن فتیله به چشم ...  هم رفت وآزارشان داد ... واین چنین شد که  فتیله این جماعت را پایین کشیدند.

این جماعت دیگر ولایت پذیر نبود!از صراط مستقیم خارج شده بود!جریان به انحراف کشیده شده بود!.جریان سرکش شده بود ،باید کنترل می شد،به را ه راست هدایت می شد!. جماعتی  که این جریان را باور کرده بودند مانده اند گیج ومبهوت که چه شد؟!.و جماعتی بابصیرتی ! که درمسجد ومحراب ،درحوزه ودانشگاه،درکوچه وبرزن ،درصداوسیما هیاهو به پا کردند وبرای رسیدن به مقام ،ثروتی و... این «جریان » را علم کردند ،فعلا به پستوها رفته اند وخبری ازآنها نیست و جماعت بازیگردان نیز مانده درحیرت که با آن گذشته چه کنند !!.


 
ترمی (مه )
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱  کلمات کلیدی:

دره سبز اشکور درصبح یک روز بهاری


 
کی به کیه... !
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸  کلمات کلیدی:

کی به کیه ...!

 

توی این مملکت «مداح» ساستمدار است.سیاستمدار تجارت می کند، تاجر کار فرهنگی می کند، فرهنگیان زندانیند و.... .

«مداح» ها دارای تشکیلات هستند، احزاب تهدید میشوند، نشریات تعطیل میشوند ، روزنامه نگاران زندانی میشوند و... .

یک زمانی دولت دولت امام زمانه، یک وقت هم میشن شیطان پرست ومتهم به ... ، خلاصه شیر توشریه این مملکت!.

رسما اعلام می کنند افکارشان به هم نزدیک است ولی کارهای همدیگررا قبول ندارند!.درانظار عمومی از همدیگه تعریف می کنند ودرخلوت آن کار دیگر... .

خلاصه ما که «هنگ» کردیم شمارو نمی دونم... چشمک


 
جایگاه ادب در...
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٤  کلمات کلیدی:

شما حتما این موضوع راقبول دارید که بخش بزرگی از «ادب» آدم ، ریشه نژادی وخانوادگی دارد که درکنار دیگر عاملها شخصیت( به معنای عام) آدم راتشکیل می دهند. به ندرت مشاهده می شود خانواده های  دارای فرهنگ ،ادب ونزاکت، فرزندانی بی ادب تحویل جامعه دهند.

بی ادبی درگفتارورفتار را همه ما درزندگی روزمره مان بسیار دیده و شنیده ایم که دربیشتر مواقع وبه دلایل مختلف، به راحتی ازکنار آنها گذشته و به فراموشی سپرده ایم.

حال چنانچه ارتکاب فعل «غیرمودبانه» ازسوی یک فردشاخص(ازنظر اجتماعی) باشد ، اگر ازجانب یک مقام دولتی باشد و اگر ازیک تریبون عمومی ودریک گستره جغرافیایی زیادتر اتفاق بیافتد چه؟آیا بازهم به راحتی می توانیم ازکنار آن بگذریم؟ آیا تاثیرات آن قابل چشم پوشی است؟آیا تاثیرات آن با آنچه درکوچه وخیابان رخ می دهد قابل مقایسه است؟مطمئنا چنین نیست.

افرادی که درمناصب دولتی واجتماعی و از یک تریبون عمومی فعلی« غیر مودبانه» مرتکب می شوند ،شکی نیست که بخشی ازعلت آن ناشی از عدم وجود تربیت صحیح خانوادگی است. لطمه ای که فرهنگ عمومی جامعه دردرازمدت ازاین بخش می بیندشایدبطور دقیق قابل شناسایی وسنجش نبوده وتقریبا ازچشم متولیان امرنیز پنهان می ماند.

چند سالی است بی نزاکتی وبی ادبی معدودی از صاحب منصبان درمحافل اجتماعی وتریبونهای عمومی شجاعت تفسیر می گردد!. بدعتی که اگر جلوی آن گرفته وچاره ای اساسی اندیشیده نشود، می رود که نهادینه شود!.تیشه به ریشه بزرگان وریش سفیدان زدن ، تهدیدوپرخاشگری کردن،تهمت زدن ،پرده دری کردن و... فقط از روانهای ناسالم نشات می گیرد.روانهای ناسالمی که بخشی از آنها دست پخت خانواده ها هستند.

لذاآنچه مهم وضروری است که به آن پرداخته شود بنیان خانواده است.فرزندان این مملکت باید آموزشهای صحیح را درخانواده ببینند. دولت ودست اندرکاران فرهنگی کشور بایدبه پدر مادرها و خانواده بیشتر توجه کنند تااین مهم را به نحو احسن انجام دهند.فرزندان روزی پدر ومادرخواهند شدودرآینده این مملکت بدست آنها اداره خواهد شد. فرزندان سالم تضمینی برای آینده بهتر خواهند بود. تن و روان رنجور نیرویی برای «ادب»و...  برجای نمی گذارد.

 


 
ارزش ریال
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٥  کلمات کلیدی:

سالهاست ارزش پول کشورمان بحث محافل اقتصادی ودانشگاهی است .ظاهرا علت اصلی این اختلافات ومشکل را پیدا کرده اند،چراکه چندی است دولت موضوع حذف چند صفر ازپول را بصورت کاملا جدی دنبال می کند واعتقاد دارد که این کار ازتورم خواهد کاست وارزش پولمان نیز بیشترخواهد شد.

حذف چند صفر از پول ایران بحث داغ محافل عمومی وخصوصی نیزشده است .خانواده ها درشب نشینی ها یشان به این موموضوعات می پردازند.خلاصه بین علمای فن وغیر فن اختلاف جدی افتاده است( شیوه ای که طی سالهای گذشته دولت درپیش گرفته وموضوعات کاملا فنی وکارشناسی را به محافل عمومی کشانده تا ازنظر ... بعنوان اهرم درمقابل محافل کارشناسی استفاده نماید).

به عقیده من این نوع دعواها نه تنها مضر نیست بلکه درجایگاه خود مقبول وبسیار پسندیده است وجدای ازاینکه نتیجه این کشمکشها چه تاثیری دراقتصاد ورفاه عمومی خواهد داشت ، جهت آگاهی عمومی جامعه مفید خواهد بود.

اینکه حذف چند صفر ازپول ملی به ارزش آن خواهد افزود ویا اقدامهای دیگری باید کرد را به اهالی فن می سپاریم .فقط چند سوال ساده برایمان ایجاد شده است که امیدواریم با اقدامات عملی مسئولین مربوطه به این سئولات پاسخی مناسب داده شود.

- چرا اکثریت نسل جدید ایران (متولدین بعد ازجنگ ) تاکنون یک « یک ریالی » ندیده اند!.

- معمولا بایک واحد ازپول هرکشوری می توان کالا ویا خدمتی را ارزش گذاری کرد آیا با « یک ریال» می توان این کار را کرد؟!


 
تبریک
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی:

گشت گرداگردمهرتابناک ایران زمین

روز نو آمد وشدشادی برون زندرکمین

ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر وسپهر

برترینش کن برایم این زمان واین زمین

نوروز برشما مبارک باد


 
قحط الرجال دراستان گیلان
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳  کلمات کلیدی:

استاندار جدید گیلان منصوب شدند. مهندس قهرمانی پستشان را به آقای سعادتی تحویل دادند. آقای سعادتی مازنی است وازفرماندهان جبهه وجنگ.

حتمن مصلحتی بوده که ازاستان گیلان کسی برای این پست انتخاب نشدند! وشاید هم دراستان قحط الرجال است !.

 شنیده ها حاکیست آقای سعادتی رزمنده خوبی بودند ودرلباس فرماندهی، موفق. اینکه درکار اجرایی نیز موفق باشند به زمان نیازداردو درآینده به قضاوت خواهیم نشست .البته ما امیدواریم درسنگر جدید مدیرموفقی باشند ومنشاء خیر برای این استان ومردم محرومش .


 
درمورد جاده اشکور
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۱  کلمات کلیدی:

با همت وپیگیری مداوم حاج آقا حسین نیااشکوری جلسه ای دیگرمربوط به تعین تکلیف بودجه جاده طیولا به کیاسه روز چهار شنبه مورخه 18/12/89 درمجلس شورای اسلامی برگزار گردید وآنچه که ازشنیده ها حاکیست تقریبا موضوع تعیین تکلیف گردید ومقرر گردید پس ازگرم شدن نسبی هوا ساخت جاده تا اتمام آن بصورت مداوم ادامه یابد.


 
پرواز« دیش» ها برفرازآسمان بی پرنده تهران
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی:

چندیست نیروهای نظامی« دیش» های ماهواره را از پشت بامهای تهران جمع می کنند.

ظاهرا استفاده ازدیش های ماهواره درایران غیر قانونی است، ولی استفاده ازآنها با اقبال عمومی مواجه شده است. خلاصه بین علمای حکومتی وغیرحکومتی اختلاف است دراستفاده وعدم استفاده ازآن . هریک معایب ومحاسن بی شماری  را مطرح می کنند . ولی ازآن جایی که همیشه پیروزی با «حق»  ببخشید با «زور» است ! علمای حکومتی پیروز شده اند .

باعنایت به اینکه مردم ما هنوزبه بلوغ کافی نرسیده اند! لذانمی دانند که ماهواره چه ضررهایی دارد . به همین دلیل این کارسخت وطاقت فرسای فهماندن مردم را نظام ماعلی رغم میل باطنیش به دوش خسته می کشد!.

غیرقانونی کردن استفاده ازماهواره، محدود کردن اینترنت ، بستن روزنامه ها وحتی محدود کردن آدمها و ...  ودرکل محدود کردن آزادی های مشروع انسانها دربسیاری ازجوامع ابزارهایی هستند جهت کنترل مردم وتضمینی (کوتاه مدت ) برای حکومت کردن.

باتوجه با اینکه نظام ما تفاوت ماهوی با دیگر نظامها دارد(حداقل ادعا داریم) ولی درعمل همان رفتارهایی را می کند که بعضی ازحاکمان(معمولا ... ) می کنند،وهنوزتوجیه مناسب وعقلایی درزمینه بکارگیری چنین محدودیت هایی نداشته وموفق به اقناء مردم نشده است.

عواقب محدود کردنها وسلب آزادی های مشروع ممکن است قابل جبران نبوده ویاهزینه های گزافی داشته باشدودرنهایت این مردمند که باید هزینه پرداخت کنند.

حالا من مانده ام چراهرچه را نظام مهر باطل می زند مورد اقبال عمومی  قرار می گیرد وهر چه مورد اقبال عمومی قرار می گیرد مورد غضب نظام واقع می شود؟  

کم کم دارم شک میکنم که «آرمانهای حاکمان ما درخدمت مردم نیست» و شایدهم «آرمانهایشان حقیر است»؟!


 
« پیش» لرزه های انتخابات
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧  کلمات کلیدی:

ظاهرا پیش لرزه های انتخابات مجلس شورای اسلامی درشهرستان رودسر واملش شروع شده واین را از پیامهای الکترونیکی و دعوت به عضویت در وبلاگها و... می توان فهمید.

درخصوص موضوع انتخاب نماینده جهت  مجلس و ...، ما مردمی خاص (بدلایل زیر) هستیم.

- بخشی ازما سرنوشتمان را با افکارمان تعیین نمی کنیم.مقید به مسائلی هستیم که زیاد عقلانی نبوده وبعضا درگیر مسائل عاطفی وقومی وقبیله ای هستیم.

- بخشی ازما کلاخیال خودراراحت کرده ایم ومنتظریم فلان آقا! چه می فرمایند وحجت شرعی! چیست ! لذا نیاز به هیچ نوع فعالیت مضاعف نداریم .

- بخشی ازما الگوهای انسانی مان« بزرگ » نیستند.افرادی «حقیر» با افکاری حقیرتر مسلط برامورندوالگو قرار گرفته اند .

- بخش دیگرچنان گرفتار مشکلات روزمره هستیم وذهنمان معطوف به حداقل هاست که شاید سالها بگذرد وبه محیط اطرافمان توجه خاصی نداشته واهمیت قضایا را بدرستی درک نکنیم.

- بخشی ازما چنان سرخورده شده ایم که برایمان مهم نیست چه سرنوشتی رارقم می زنیم. باورمان این است که «بالاخره انتخاب خواهند شد»!. لذا با بی تفاوتی درچنین فعالیتهای مهمی شرکت می کنیم وباعث ضایع شدن تلاش بسیاری ازشهروندان می شویم.

- بخشی ازما هم خود راکنار کشیده ایم چون ازاساس ... قبول نداریم.

- بخشی نیز دراقلیتند که تلاش وفعالیت هوشمندانه ای دارند  وامیدواربه آینده وساختن سرنوشتی زیبا.

همانطورکه ما مختار آفریده شده ایم و حق انتخاب داریم نمی توانیم مسئولیت ها را به گردن کسی  بیاندازیم. مسئولیت کوتاهی فلان نماینده درطی 8 یا 12 سال نمایندگی مردم یک شهر به عهده مردم شهر است !نه کسی دیگر.قانون کلی طبیعت نیزحکم می کند چنانچه نتوانیم بر خود وتوانایی های خود مدیریت کنیم وسرنوشتمان را تعیین کنیم ،دیگران این کار را برایمان خواهند کرد.

باتوجه به جو حاکم بر انتخابات در ایران ، می دانیم فرایند وجریان انتخابات ( تبلیغات ، برگزاری انتخابات ، شمارش آرا، ناظرین و... ) همیشه مطابق میل وخواست مردم پیش نمی رود ،همچنین باتوجه به اینکه درروزگار ما سرنوشتمان با سیاست بطور گسترده ای درهم آمیخته است، با این حال هیچکدام دلیل خوبی نیستند برای بی تفاوتی در تعیین سرنوشت. لذا به باورمن بایدچنین موضوعاتی را به فال نیک گرفت وبرای « تغییر»  تلاش کرد تا سرنوشت زیبایی را برای خود وفرزندانمان رقم بزنیم.


 
کدخدای ریاب وحکایت مجلسیان
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی:

سالها پیش ( به رسم قدما) ما درریاب «کد خدا» داشتیم،نقش موثر«کدخدا» درریاب  انکار ناپذیر بود. هرمشکلی بین اهالی محل پیش می آمد این «کدخدا» بود که با تدبیرش به شکلی مناسب به قضایا سروسامان می داد.ازمشکلات خانوادگی گرفته تا اختلافات مربوط به زمین و... را رسیدگی می کرد.حتی اگر عروس خانم سر سفره عقد «بله» نمی گفت سراغ کدخدا رامی گرفتند. حرف «کدخدا» فصل الخطاب بود وهمه اهالی رای اورا می پذیرفتند. بااینکه هیچ الزام وقوه قهریه ای وجودنداشت ، همه اهالی خود را ملزم به اجرای تصمیمات اومی دانستند وانصافاهیچ کس ازتصمیمات ایشان تخطی نمی کرد.

 کوچکتر که بودیم فکر می کردیم «کد خدا» خیلی قدرتمند است که همه حرفش رامی پذیرند واجرا می کنند، بزرگ ترکه شدیم فهمیدیم قضیه هیچ ربطی به قدرت  و ... ندارد.

نقش «کدخدا» درریاب ، چیزی شبیه نقش «مجلس » حال حاضربود. «کدخدا» ی ما سه کار می کرد. در بعضی مواقع قانون وضع می کرد، درزمان بروزاختلاف بین اهالی ریاب، قضاوت می کرد ونقش نظارتی هم همیشگی بود ، کاری که مجلس می کند!!!.

یک فرق اساسی بین «کدخدا»ی ریاب ما ومجلس وجود دارد وآن حرمت ووقار«کدخدا» ی ریاب بود. «کدخدا»ی ما خیلی خوب می دانست که حرمت امامزاده با متولی آن است.لذانقشش را به خوبی ایفا می کرد واهالی ریاب هم الحق والانصاف شآنش را حفظ می کرند. حرکات چند روز پیش نمایندگان درمجلس باعث شد به یادمیزان تعهد ومحبوبیت کدخدایمان بیافتم.

بزرگی میگفت :«کسیکه پشت الاغ باد به غبغب بیندازد ، چون اسب سوار شود پاک دیوانه خواهد شد» واین نمایندگان مصداق بارز این جمله اند.وقتی کسی نبودند! ومی خواستند انتخاب شوند وبه رای مردم نیاز داشتندخود رابه زمین وزمان وصل می کردند،حتی خیلی ها نماینده امام زمان! بودند و... وحالا درمحلی که بایدقانون وضع کنندوبه اجرای قانون نظارت نمایند حرف ازسرکوب واعدام می زنند.این میزان درایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی است!.

خدا آخرعاقبت ما را ختم به خیرکند.


 
تبریک
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی:

پیروزی قیام مصریان برفراعنه،برمردم مصر ومردم ریاب و... مبارک باد .

 


 
سردی
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی:

سردی  (با کسرسین )همان نردبان است ، وسیله ای برای بالاوپایین رفتن . درریاب ما درهرخانه ای حد اقل یکی یافت می شود.

 «سردی» از قدیمی ترین وسیله ها برای بالا وپایین رفتن بوده وهست . قبل ازاینکه نردبانهای امروزی متداول گردند تنهاازاین وسیله برای بالا وپایین رفتن ازمکانی به مکانی دیگراستفاده می شد.مثلا ازروی زمین به روی دیوارویا پشت بام خانه وبالعکس .برای ساختن«سردی»ها درقدیم ازتنه درختان استفاده می شد.

 به مرورنوع ،مواد ومکانیزم « سردی » ها همچنین کاربرد آنها متنوع شد وکم کم  نسل پیچیده تری از«سردی» بوجودآمد، که الزاما ازچوب یافلزدرست نمی شوند.

 نردبان های امروزی الزاما همان«سردی» نیست ،هرچیزی می تواند نردبان باشد ،مثلا «زر» و «زور» و «تزویر» و ...

آخ... چه آدمهایی درطول تاریخ از این  نردبان! سقوط کرده اند...

 


 
پلی زیبا درروستای ریاب
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی:


 
زمان ما .... زمان استاد دهخدا
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی:

چند روز پیش یکی ازبستگان اتفاقی راکه برایش افتاده بود، برایم تعریف می کرد که ناخودآگاه به یاد جواب مرحوم دهخدا افتادم که به رئیس اداره اطلاعات سفارت آمریکا داده بودند. البته قبلا هم آوازه چنین اتفاقاتی را اززبان این وآن ویا درجراید دیده وزیادشنیده بودیم.

واما اتفاق این بود که فامیل بخت برگشته ما درراه تهران شمال بودند وزمانی که وارداتوبان جدیدقزوین رشت شدند ، ساعت حدود 1 نیمه شب تعدادی نقاب دارراه رابرخودرو ایشان ویکی دیگرمی بندند خوشبختانه ایشان باتوجه به اینکه اهل ریاب بودند!!! توانستند ازدست نقابداران بگریزندوسپس ماوقع رابرای پلیس راه تعریف می کنند که ظاهراراه بجایی نمی برند.

ماجرااستاد دهخدا نیز ازاین قرار بودکه سفارت آمریکا دعوت نامه ای برای استاد فرستاده بودند تازندگی نامه ایشان درصدای آمریکا برای شنوندگان به زبان فارسی پخش گردد واستاد نیز درجواب مواردی را مطرح نمودند که دربخش «ادامه مطلب» آمده است.

تصویری که استاد ازآن زمان ارائه داده رابازمان خودمان مقایسه کردم و

حالا مانده ام که باید به گذشته مان افتخار کنیم یا غبطه بخوریم!!


 
← صفحه بعد